لحظات سخت و پرتنش زندگی، دورانی آکنده از استرس و خستگی.با دنیا میانه ای ندارم.دنیای اتفاقات تلخ .دنیای رو به افول.همه چیز نابود شدنی است جز مطلق.همه چیز می رود جز حق.هیچ وقت اینگونه طالب مرگ نبوده ام.20 روزی است مدام به مرگ فکر می کنم.مرگ پدیده ای مبهم اما هیجان انگیز.مرگ پایان رنج دنیاست و آغاز سرنوشتی جدید.سرنوشتی که نمی دانم خوب است یا بد.خیر است یا شر.حذف خدا از زندگی بزرگترین خیانت به نفس است."اگر خدا نباشد همه چیز مجاز است"
دنیایی که حرمت انسان شکسته می شود وواقعیت بی رحم زندگی جولان می دهد به پشیزی هم نمی ارزد.دنیای که در عصر مدرنیته اش صدها میلیون انسان محتاج آب نوشیدنی یا قرصی نان هستند ارزشی ندارد.دنیایی که نمادش فلسطین ،دارفور و روآندا باشند لجنی بیش نیست.اگر می خواهید دنیا را بشناسید به حاشیه های تهران سر بزنید.خیابانهای آکنده از گدا و کودک کار را ببینید .به لشکر معتادان بیندیشید.به خانواده های متلاشی شده نظر کنید.به مادران خونین جگرو پدران داغدیده بیاندیشید.دنیا آکنده از رنج است و رنجیدن فلسفه زندگی خودآگاهان است.دنیای توپها و تانکها ،دنیای بمبهای مهیب .دنیای زراندوزان و منفعت طلبان.قدرتمدارن بی شرم و حیا .دنیا دنیای قاچاقچیان مواد مخدر و سوداگران مرگ.دنیایی که از بدو تولد و در اوان زندگی انسان را با مرگ آشنا می کنند.هر روز عراق صحنه ترور است و کشتار.افریقا قربانی نسل کشی است .اوستیا و آبخازیا فدایی معادلات قدرت.دنیا را با بمب هسته ای بشناسید که در ثانیه ای هزاران انسان را یعنی هزاران شعور هزاران احساس هزاران رویا را به کام مرگ می کشاند.دنیا را غلط تفسیر نکنید.دنیا تماشای مرغزارهای زیبا و رودهای خروشان نیست.دنیا غرق شدن در مستی و لذتهای گذرا نیست.دنیا لم دادن بر تختهای اراسته و زیبا نیست.دنیا پر است از بیداد .آکنده از فریادو ضجه های دردناک انسانهای له شده در مناسبات کثیف قدرت.
برای نشان دادن دنیا آدرس غلط ندهید.نه در کلانشهرها که به سیاهچالهاسر بزنید. نه به محله های با برجهایی سر به فلک کشیده که به حلبی آباد ها سر بزنید. دنیای که خیلی زود می گذردو نابود خواهد شد.دنیایی که افسون می کند و مسحور.دنیای که در آن قبح هر عملی می ریزد.هر عملی که تا دیروز فاجعه معرفی می شد امروز روزمره محسوب می شودو چقدر سخت است زیستن در جامعه ای چرتی و به خواب رفته.زیستن در میان داعیه داران ایدئولوژی فراموشی.دنیایی که در ان مقاومت و مبارزه بی معنی شده است.دنیای که عشق درآن به سخره گرفته شده و توحش جایگاه ترحم را اشغال کرده است.دنیایی که در یک چشم به هم زدن رفقایت به سادگی پرواز می کنند.نزدیکان و بستگانت هر لحظه در انتظار مرگند.این دنیا برای تشنگان قدرت.برای طالبان ثروت.این دنیا نثار مافیا نثار زورمندان متوحش.این دنیا برای سوداگران مرگ.این دنیا با تمامی لذتهایش از آن استیلاگران.دنیا برای آنها و خدا برای آزادگان.دنیا برای تخربیگران و خدا برای سازندگان.دنیا برای بدسگالان و خدا برای مهربانان.خدایا از این دنیای کثیف به تو پناه می بریم.
ربنا اننا سمعنا منادیا ینادی للایمان .ان امنوا بربکم فامنا .ربنا فاغفرلنا ذنوبنا و کفر عنا سیئاتنا و توفنا مع الابرار"
"بار پروردگارا همانا شنیدیم صدای منادیگری را که ما را به سوی ایمان فرا می خواند،پس ایمان آوردیم.بارپروردگارا پس ببخش برما گناهنمان را و بپوشان بر ما سیئاتمان و ما را با آزادگان محشور فرما"
هر تغییری که در مفاهیم ژئواستراتژیک رخ می دهد تاثیراتش را بر مرزهای جغرافیایی اعمال می کند.معنای این سخن این است که کشورها در انتخاب متحدین خود بینشی راهبردی اتخاذ می کنند.ما سعی می کنیم مبارزه طلبی ها و پیش بینی های برآمده از این بینش را مطالعه کنیم.
تقسیم مناطق ژئوپلیتیک بر مبنای اهداف راهبردی استوار شده است.این تقسیم نتیجه دوران جنگ سرد (1989-1948)است . کشورهایی که در دوقطب جهانی جایگاهی نداشتند با چالشها ها و مشکلات فراوانی روبرو بودند.
مناطق ژئو پلیتیک به دنبال سقوط جبهه های ژئواستراتژیک تغییرات و سازگاریهای را متحمل می شدند که در قلب آنها مناطق ژئوپلیتیک جدیدی ظهور می یافتند.خاورمیانه یکی از مراکزی است که در عرصه بین المللی جایگاه نخست را دارد.
از زمان فروپاشی دیوار برلین و و اتحاد آلمان ،ژئواستراتژیک معنای ژئواکونومیک به خود گرفت.هدف اصلی استفاده از استراتژیهای اقتصادی برای نیل به اهداف سیاسی ،اقتصادی ،نظامی و امنیتی بود.منابع انرژی ،مسیر و ابزارهای حمل و نقل به عنوان تنها اهداف ژئواکونومی تلقی می شدند.
یکی از مناطقی که از اهداف ژئو اکونومی محسوب می شود خلیج فارس است جایی که ایران حضور دارد.ایران قویترین کشور منطقه است که نه تنها به ارزشهای بین المللی سالهای 60 و 70 دست یافت بلکه در زمان فعلی نیز در مصالحه های منطقه تواناییهای فراوانی دارد.برخی بر این تصورند که با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ایران ارزش استراتژیک خود را از دست داده است اما بر خلاف این تصور ایران از زمان پایان جهان دوقطبی ارزشهای منطقه ای بیشتری بدست آورده است.قدرتهای جهانی که در راس آنها ایالات متحده است پیش بینی می کنند که ایران در بلند مدت به متحد آمریکا تبدیل خواهد شد.
اتحاد استراتژیک میان کشورهای منطقه خلیج فارس و دریای خزر که نقش مهمی را در حوزه انرژی در سراسر جهان ایفا می کنند می تواند جهتی مشترک با منافع ملی شان داشته باشد.پژوهشگران مراکز مطالعاتی استراتژیک نشان دادند که ایران ،عراق،مصر و اسرائیل کشورهای تاثیرگذارتر خاورمیانه هستند.
در واقعیت ایران که چهارراه استراتژیک منطقه است به دیگر کشورهای این منطقه اهمیت فزاینده ای می دهد و به کلید استراتژیک منطقه تبدیل شده است.به این دلیل است که در اجلاس بین المللی که برخی کارشناسان ژئوپلیتیک نیز حضور داشتند کارشناسی اتریشی در آخرین اثر خود عنوان کرد ایران مرکز استراتژی جهانی است.شناخت چالشها و منافع مختلف می تواند دولتمردان ایران را به سوی یک استراتژی امنیتی و منافع ملی جهت دهد.
ژئوپلیتیک انرژی خاورمیانه
آنتونی کوردسمن کارشناس مسائل خاورمیانه در اجلاسی که چندی پیش در واشنگتن دی سی با عنوان "ژئوپلیتیک انرژی و دورنما یش"برگزار شد این پرسش را مطرح کرد:آیا خاورمیانه می تواند به عنوان مرکز انرژی و صادر کننده نفت و گاز بازار بین المللی در نظر گرفته شود؟
نمی توان به این پرسش به دلیل چالشها و رویاروییهای منطقه ای پاسخ مناسب داد.کوردسمن اعلام کرد که خاورمیانه تنها منبع انرژی در قرن بیست ویکم خواهد بود.اجلاس دیگری در اوریل 1999 در واشنگتن دی سی برگزا شد ودر آن تمامی شرکتهای بزرگ نفتی شرکت کردند:در آن اجلاس عنوان شد که تا سال 2050 تنها دو کشور ایران و عراق ذخایر انرژی را در اختیار خواهند داشت.شاید به این دلیل است که نیروهای متحد در عراق حضور چشمگیر دارند زیرا عراق یکی ازاهداف آمریکا در خاورمیانه در قرن 21 است.
ما می خواهیم پرسش زیر را مطرح کنیم:منافع امریکا در منطقه خاورمیانه چیست؟می توان این منافع را بر شمرد:امنیت اسرائیل،صلح اعراب - اسرائیل ،دسترسی به منابع انرژی.
ممانعت از تکثیر تسلیحات کشتار جمعی و توسعه اقتصادی دیگر کشورها ،برقراری ثبات و تعادل داخلی و کنترل تروریسم از دغدغه های مهم آمریکا در این منطقه از جهان محسوب می شوند.
حضور آمریکا در خاورمیانه امکان کنترل انرژی جهان را برای این کشور فراهم می کند کشوری که حضور قدرت دیگری را تحمل نمی کند.گرایش آمریکا در حوزه استراتژیک جای می گیرد و هیچ وقت تصور نمی کند که قدرتهای جهانی دیگری همچون اتحادیه اروپا ،روسیه یا چین در منطقه حضور فعال داشته باشند.به علاوه اینکه امریکا تمایلی ندارد قدرت مستقلی در عرصه منطقه ای و جهانی ظهور یابد.برعکس، این کشور وابستگی منطقه را پذیرفته است.تعارضات ،انقلابها و بی ثباتی ها منطقه خاورمیانه با اهداف استراتژیک ایالات متحد که در پی حفظ منافع خاص خود است همخوانی ندارد و بالطبع از هر گونه ناپایداری منطقه ممانعت به عمل می آورد.آمریکا به خوبی می داند که تروریسم یک سیستم ویران شده است و در تمامی مناطق جغرافیایی حضور ندارد.این کشور به خوبی می داند که با ابزار صرف نظامی نمی توان با تروریسم مبارزه کرد.در واقع مبارزه علیه تروریسم و اصطلاح خاورمیانه بزرگ در آغاز قرن 21 بویژه بعد از 11 سپتامبر 2001 مطرح شده اند.
نقطه انتهایی خاورمیانه بزرگ در غرب مرزهای شرقی افغانستان و پاکستان است؛در شمال مرزهای شمالی قزاقستان و جنوب قفقاز است؛در شرق مرزهای غربی مصر ،اتیوپی ،سومالی ودر جنوب دریای عربی است.این منطقه بزرگی است که امنیت دریای مدیترانه ،دریای سرخ و خلیج فارس را در بر می گیرد و حوزه بزرگ وجدیدی از ژئوپلیتیک را در آستانه قرن 21 به دلیل وجود منابع انرژی پوشش می دهد.
منطقه استراتژیک خاورمیانه بنا بر دلایل تاریخی و جغرافیایی همیشه قلب بحرانها بوده است و عوامل دیگری مانند افزایش جمعیت و توسعه شهری ،زمینه مشکلات اقتصادی و تضعیف دولتها را بوجود آورده اند.باید ناسیونالیسم و اسلام را نیز به این عوامل افزود.آمریکا می خواهد در کشورهای دوست منطقه نه انفجار جمعیتی وجود داشته باشد و نه مهاجرت روستانشینها به سمت شهرهای بزرگ مشکلات عدیده اقتصادی و بحرانهای اجتماعی را نهادینه کند زیرا این بحرانها امنیت اجتماعی را در معرض خطر قرار می دهد و باعث شورش و آسیب می شوند.به این دلیل است که ایالات متحد به منظور نیل به اهداف استراتژیک خود سرمایه گذاریهایی را برای توسعه این کشورها انجام می دهد.
ثبات منطقه تاثیر مستقیمی بر کشورهای خلیج فارس و در میزانی گسترده تر بر کشورهای اروپایی به جای می گذارد.انفجار جمعیتی رشد مستعد کشورهای خاورمیانه گرایش مهاجرت به کشورهای دیگر به خصوص کشورهای اروپایی را تقویت می کند.
هر کشور اروپای غربی به کارگران مهاجر نیاز دارد اما در بلند مدت این موضوع باعث ناامنی و مشکلات اجتماعی می شود.اگر یکی از مشکلات کشورهای خاورمیانه بیکاری است باید تورم و بدهی های خارجی که زمینه اصلاحات اجتماعی را آماده می کند اضافه کرد.به این دلیل است که امریکا در اهداف استراتژیک خاص خود منافع اقتصادی و سیاسی را دنبال می کند.برخی کشورها ی این منطقه در حال تهیه توانایی استراتژیکی هستند که در خدمت دیپلماسی فعال قرار بگیرد.آنها همچنین تلاش می کنند توافقنامه های جدید ژئوپلیتیک را منعقد کنند و به فناوری هسته ای دست یابند و تلاش کنند منطقه ناامن شود.بر این مبناست که برخی متخصصان بر این تصورند که کشورهای خاورمیانه در آینده ای نزدیک در عرصه بین المللی در بهترین موقعیت ممکن قرار خواهند گرفت.
ژئوپلیتیک حمل و نقل انرژی
در قرن 21 دریای خزر و خلیج فارس به عنوان قلب جهان در نظر گرفته شده اند.صادرات انرژی از این مناطق بر ساختار ژئوپلیتیک کشورهای صادرکننده نفت و گاز تاثیربزرگی دارد.این موضوع می تواند امکان ایجاد گروههای متحد جدیدی را برای آمریکاییها فراهم کند.کشورهایی مانند اردن ،فلسطین ،اسرائیل ،امارات متحده عربی ،سوریه و ترکیه یکی از گروههایی است که از سوی امریکا پیشنهاد شده که نمی تواند گروهی جامع باشد.اگر این اندیشه امریکاییها جامه عمل به خود بپوشاند شاهد تغییرات فراوانی در منطقه خواهیم بود.
یکی از مشکلات عمده ژئوپلیتیک ابزار حمل و نقل نفت و گاز به بازار جهانی است.خط لوله ای که برای حمل و نقل نفت دریای خزر از طریق روسیه به سمت بنادر دریای سیاه یا از طریق ایران به سمت خلیج فارس یا دریای عمان در نظر گرفته شده است اقتصادی ترین مسیری است که طی آن صادرات به کشورهای اروپایی و آسیایی تسهیل می شود.برای اینکه خط لوله برای رسیدن به بنادر خلیج فارس یا دریای عمان از ایران عبور کند این کشور نیازمند بازنگری کامل در سیاست خارجی خود به منظور ارائه تعریفی مطلوب از تهدیدهای موجود است.اگر ایران این ایده را عملی کند منافع ملی و حیات سیاسی کشور در طول قرن 21 تضمین خواهد شد.به طور خلاصه می توان گفت جغرافیای حمل و نقل نفت ژئواستراتژی منطقه را شکل خواهد داد.اگر خط لوله از ترکیه به سواحل مدیترانه برسد با ناامنی و تهدیدهای ساکنان منطقه قفقاز جنوبی و بویِژه کردهای ترکیه روبروست.
تمامی متخصصان ژئوپلیتیک در اینکه ایران به قلب ژئوپلیتیک قرن 21 تبدیل خواهد شد متفق القول هستند و معتقدند که ایران تنها کشوری خواهد بود که از طریق آن خط لوله در امنیت کامل به سواحل خلیج فارس و دریای عمان می رسد.این طرح این امکان را برای کشورهای .سی ای اس فراهم می کند از وابستگی به روسیه رهایی یابند و نفت خود را از طریق ایران به دریای آزاد انتقال دهند.هر گاه که کشورهای آسیای مرکزی در اندیشه انتقال نفت از طریق خط لوله ایران بوده اند با واکنش شدید روسیه مواجه شده اند. اگر طرح صادرات نفت از مناطق قفقاز و کشورهای دریای خزر از ایران عبور کند خاورمیانه در ابعاد ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک اهمیت دو چندانی خواهد داشت.صلح اعراب با اسرائیل دغدغه عمده منطقه است. وقوع چنین رویدادی در راستای منافع اسرائیل است زیرا روابط تجاری این کشور با اتحادیه اروپا بیشتر خواهد شد.
انفجار جمعیتی و روند رو به رشد شهر نشینی کارشنا سان را متقاعد کرده است که نیاز به آب در خاور میانه رو به افزایش است.اسرائیل بعد از جنگ شش روزه 1967 منابع آبی کرانه باختری و غزه را تصاحب کرده
است و از این طریق 30 درصد از نیازهای آبی خود را برطرف می کند.ایران و ترکیه در خاورمیانه بزرگ اقبال بزرگی دارند زیرا این دو کشور در منابع آبی غنی هستندو سیاست استیلا مدارانه ای را در این رابطه اتخاذ خواهند کرد.
مفهوم امنیت و الگوهای استراتژیک خاورمیانه بزرگ
کارشناسان استراتژی غربی گمان می کردند که امنیت یک واژه خاص وفرعی است در حالی که امروز امنیت را واژه ای بین امللی می دانند بدین معنا که امنیت یک منطقه به امنیت منطقه دیگر وابسته است و بالعکس.این وابستگی به کمک ارتباطات و اطلاعات رو به افزایش است.
نقش روسیه ،اتحادیه اروپا و آمریکا در خاورمیانه برجسته است.روسیه نسبت به ایران و ترکیه بسیار حساس است و اگر روزی تحرکات ضد روس در منطقه مشاهده شود این کشور نظاره گر نخواهد ماند.این امکان وجود دارد که روسیه بخواهد روابط ویژه ای با ایران و دیگر کشورهای خاورمیانه برقرار کند تا از افزایش نفود آمریکا جلوگیری کند.
با توجه به رویدادهای داخلی ،منطقه ای و فرامنطقه ای 4 مدل از تئوریهای استراتژیک در آینده محتمل است:
1-آینده منطقه با اتخاذ یک سیاست باز در همین وضعیت باقی خواهد ماند اما اگر چین در صحنه حضور یابد و نفوذ خود را افزایش دهد رقیب ایالات متحد خواهد شد.در این وضعیت ثبات سیاسی و امنیتی در چالش دو قدرت متعادل خواهد شد یا در انتظار قدرت ثالث می ماند.
2-برخورد تمدنها –این برخورد باعث ایجاد رقابت میان کشورهای اسلامی و غربی خواهد شد وبه همبستگی کشورهای اسلامی منطقه منجر خواهد شد.در این مورد روسیه از کشورهای غربی حمایت خواهد کرد.برخی کارشنانسان سیاسی بر این عقیده نیستند که چنین برخوردی صورت خواهد گرفت اما احتمالا رژیمهای اسلامی بنیادگرا افزایش می یابند.
3-ناامنی:اگر برخی کشورهای منطقه جمعیتهای خود را کنترل و مدیریت نکنند آنها با شورشها ،تعارضها و حتی جنگهای داخلی روبرو خواهند شد.در چنین وضعیتی کنترل استراتژیک امکان پذیر نخواهد بود.
4-پایان تاریخ:فرانسیس فوکویاما گمان می کند آزادسازی کشورهای خاورمیانه به امنیت منطقه ای منجر خواهد شد و این تنها ابزار برقراری صلح میان اعراب و اسرائیلیهاست.
دموکراتیزه کردن رژیمها ،برقراری روابط تجاری بهتر،پذیرش ترکیه در اتحادیه اروپا،روابط با اروپا ،توسعه کشورهای منطقه و کاهش بحرانهای منطقه ای عواملی هستند که از سوی فوکویاما مطرح شده اند.مشکلات بی شمار فراوانی در خاورمیانه وجود دارند و می توان از خود پرسید آیا بقای رژیمهای فعلی تداوم خواهد دافت؟آیا در آینده شاهد ظهور رژیمهای جدیدی در منطقه خواهیم بود؟
همچنان میان قدرتهای جهانی در منطقه خاورمیانه به خاطر منابع ،کنترل استراتژیک ومسیر حمل ونقل انرژی رقابت وجود دارد.استراتژی آمریکا بر منافع خاصی بنیان یافته و به کشورهای متحد خود در منطقه کمک می کند مانع ناامنی داخلی شوند.آمریکا می خواهد به هر قیمتی حتی با استفاده از نیروی مسلح منابع انرژی منطقه خاورمیانه را کنترل کند و در صدد است منابع انرژی قفقاز و کشورهای آسیای مرکزی را تحت کنترل و استیلای خود در آورد.با این اوصاف تعجب اینجاست آمریکا با ایران گفتگو نمی کند.چه خوب بود آمریکا اینگونه نسبت به منطقه سهل انگار نبود و به هیچ اقدامی علیه ایران متوسل نمی شد.
منبع:geosrategique.com.
نویسنده:دکتر عزت الله عزتی استاد دانشگاههای تهران
ژانویه 2008